|
در انتهای ِ چشم هایت مردی به شعر رسید آنقدر که اصفهان زیر گام هایش تاول می زند. به: انار سرخ + به قلم جواد خوانساری |
تاریخ در خیابانهای ِ تهران تکرار می شود تیر ِ هوایی گاز ِ اشک آور باتوم لگد سیلی توهین تجاوز سرکوب استبداد . . . اشکهایت را پاک کن امروز سیزده آبان است. تهران 13 آبان + به قلم جواد خوانساری |
این روزها بیشتر از باران به خورشید می اندیشم مردی می گفت: همیشه بعد از هر باران خورشید تازه ای طلوع می کند رشت 88/8/8 + به قلم جواد خوانساری |
حال ِساعت را که می پرسم
همیشه یک مشت عدد می دانم این پاییز لعنتی آخرش به کلاغ ختم می شود قار قار قا ... - ب ِ ب ِ بببخشید دیر کرده ام... تهران مهر 88 + به قلم جواد خوانساری |
لُطفا" کولرها را خاموش کنید و از سالن کنفرانس ِ راه های ِ کاهش ِ گازهای ِ گلخانه ای خارج شوید این بیرون نخل های ِ قطب جنوب به خُرما نشسته اند + به قلم جواد خوانساری |
|